خانه تکانی زودتر از موعد
تصمیم گرفتم تا سروسامونی اساسی به وبلاگم بدم و از این به بعد بیشتر براش وقت بذارم.
پوزش اینجانب را هم به خاطر مشغله های فراوان پذیرا باشید.
یادمه وقتی تو دبیرستان بودم اگه یه کم به سرمون ژل میزدیم یا حتی سشوار می کشیدیم آقای طاهری (ناظممون) فوری سر مراسم پرفیض صبحگاه یقمون میکرد و اخطار میداد که اگه فردا اینجوری بیای مدرسه باید ولیت رو هم بیاری. خوب اون موقع سنم کم بود نمی فهمیدم هدف از این همه سخت گیری چیه؟؟؟؟!!!!؟؟؟؟ ولی الان بعد از گذشت نزدیک به 14 تا 15 سال میفهمم که بنده خدا حق داشت که گیر میداد!!!!!!!!!!!!!! اون موقع هممون سعی میکردیم یه جوری بپیچونیم تا ما رو نبینه به این امید که از دبیرستان بریم بیرون و کسی کاری به کارمون نداشته باشه !!!! رفتم دانشگاه مثله اینکه روح این ناظممون هم با من اومد تو!!!!!!!!!!!! یه سری گیر بازار هم تو دانشگاه بود!!!!!!!!!!!! هر چی هم میگفتیم : بابا ما جزو فرهیختگان آینده مملکتیم هیچکس گوش نمیداد!!!!!!!!!!!!!!! باشه به این نتیجه رسیدم خوب اگه دانشگاه تموم شه چی میشه! دیگه راحتیم و میتونیم به موهامون با فراغ بال ژل بزنیم و سشوار بکشیم !!!!! ولی زهی خیال باطل !!!!!چون ظاهرا قراره روح ناظممون دست از سر ما ، که چه عرض کنم ، جوانان فعلی برنداره !!! اینجاشو دیگه فکر نمیکردیم که روزی مملکت مثله دبیرستانمون بشه
پادشاهی جایزهء بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند. نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.
آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.
اولی ، تصویر دریاچهء آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید ، و اگر دقیق نگاه می کردند ، در گوشه ء چپ دریاچه ، خانه ء کوچکی قرار داشت ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر می خواست ، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.
تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سیل آسا بود.
این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد ، در بریدگی صخره ای شوم ، جوجهء پرنده ای را می دید . آنجا ، در میان غرش وحشیانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکی ، آرام نشسته بود.
پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جایزه ء بهترین تصویر آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضیح داد :" آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است."
منبع : بابک
این مجموعه سوالات در مصاحبه یک شرکت فعال در زمینه آی تی مطرح شده اند
منم یه سوال کنم : ببینم اگه بریم شرکت ساختمانی چی میپرسن؟؟؟ حتما میپرسن : آیا شما دارای مدرک ACDL هستید (منظور همون ICDL که یه کم بدلیل نزدیکیش با ADSL باعث فر خوردن مصاحبه گر شده زیاد جدی نگیرید) حالا واسه چی وقتی میخوای آدمو بپیچونی اینجوری میکنی بگو بریم دنبال کارمون.