سه‌شنبه، مرداد ۱۱، ۱۳۹۰

تغییر مفاهیم

هیچ تا حالا به دقت به مفاهیمی مثل مذهب، ملی گرایی، حزب و ... فکر کردین؟؟؟؟ تا حالا شده از خودتون بپرسین، مفاهیمی که خواسته یا ناخواسته به خوردمون دادن آیا باعث مرزبندی و در نهایت جدایی میشه؟ یا نه، باعث همدلی و پیش رفتن به سوی ساختن دنیایی قابل سکونت برای همه انسانها؟
ممکنه به این موضوع برخورد کرده باشین که یک اتفاق میتونه از زوایای گوناگونی بررسی بشه و در دید طرفداران هر دیدگاه هم موضوع قابل درک و درست باشه!!! مثلا : کشتن انسان در هر صورت عملی قبیح و دور از اخلاقه. طرفداران اصول اخلاقی شدیدا با مفاهیمی نظیر تروریست مخالفند ولی در نقطه مقابل، افرادی که به جای کلمه تروریست از جهاد استفاده میکنند، این مفهوم رو جزو پایه های اعتقادی خودشون در نظر میگیرن و در نهایت هم اونو لازم. مد نظر من بحث در این مورد نیست. نکته اینجاست چرا نفس عمل کشتن انسان با دو تعبیر کاملا متفاوت و درست (از دیدگاه طرفدارانشون) روبرو میشه؟؟؟
آیا زمان اون نرسیده که یه خونه تکونی حسابی رو مسائلی که به ظاهر جنبه فراهم کردن سعادت بشر رو دارن ولی در عمل جواب نمیدن داشته باشیم؟؟؟ آیا زمان اون نرسیده که حقیقت هر آنچه در نظام کائنات هست رو پیگیری کنیم؟؟؟ آیا زمان اون نرسیده که انسانها رو برچسب نزنیم؟؟؟ و هزار "آیا"ی دیگه!!!

سه‌شنبه، تیر ۰۷، ۱۳۹۰

دلم میخواد...

دلم میخواد یه کتاب تازه بخونم تا شالوده همه اعتقاداتمو تکون بده ...
دلم میخواد یک تفکر نو رو تجربه کنم ...
دلم میخواد یه حس تازه داشته باشم ... حسی که تا حالا تجربه اش نکردم ...
دلم فضای تازه میخواد ... فضایی که هیچوقت توش نبودم و از حضورم مو به تنم سیخ شه!!!!
دلم میخواد از هر آنچه که مورد بحث دنیاس خالی شم ...
دلم میخواد تو فضای بیکران رها شم ...
دلم میخواد روحمو ببینم ...
دلم میخواد تو دالون پر فراز و نشیب ضمیر باطنم گم شم برای همیشه ...
دلم میخواد منطق و استدلالمو پرت کنم یه گوشه و بهش بگم خفه شو ...
دلم میخواد یه جور دیگه همه چیو ببینم ...
یه نجوایی به گوشم میرسه!! میگه پاشو، محکومی که زندگی کنی!!

دوشنبه، خرداد ۰۲، ۱۳۹۰

یک سوال؟؟؟

یه موضوعی چند روزیه شدیدا ذهنمو درگیر کرده، مخصوصا صبحها که دارم میرم سرکار به این مسئله خیلی فکر میکنم! اکثر ما ایرانیها معتقدیم که از زمان حمله اعراب، دی ان ای مون قاطی و اون نقشه ژنتیکیه توپمون با ژن این ملخ خورا آلوده شده! ولی یه نکته این وسط میمونه و اینکه با توجه به 2 مثقال مطالعه ای که من تو تاریخ پیش از اسلام داشتم، تا بوده داستان خیانت و دودر کردن باب بوده بین این قوم!!!! میگید نه؟؟؟؟ یه سری به مستندات تاریخی مربوط به حمله اسکندر به ایران بزنید، یه ایرانی، سردار بزرگ ایران، آریو برزن رو فروخت و باعث شد تا سپاهیان اسکندر بعد از چند روز بتونن از سد دفاعی رد شن، تا دلتون بخواد از این نمونه ها زیاده به دوران بعد از اسلام هم که میرسیم کلا دودر زدن جزو فضایل اخلاقی محسوب میشه!! حالا سوال من چی شد این وسط!!؟؟
فکر میکنم ایراد رو باید یه جای دیگه پیدا کرد! هر چی فکر میکنم بیشتر به این نتیجه میرسم که قوم به غایت ضایعی هستیم!!!

سه‌شنبه، فروردین ۰۹، ۱۳۹۰

سال نو مبارک



جمعه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۹

تجربه یا توهم

الان حدود 6 هفته ای که در ایرانم و هفته آینده برمیگردم سیدنی. حس عالی دارم چون مادر عزیزم هم همراهم به سیدنی میبرم (هوررررا)
تحت هیچ شرایطی نمیخوام از مشاهداتم در مدت زمان کوتاهی که ایرانم بنویسم. ولی اینقدر بگم که دلم برای همه چیز تو سیدنی تنگ شده!!!! و اینبار با گامهای محکم برمیگردم تا ببینم چرخ روزگار برام چه چیزی پیش خواهد آورد.
داستان تلاش و ساختن زندگی داستان جدیدی نیست ولی مسلما شرایط محیطی و پیرامونی تاثیر بسیار چشمگیری در ساختن زندگی داره
تصمیم گرفتم تا از تمام تجربیات به ظاهر بدم، درس بگیرم و از تجربیات بدست اومده برای ساختن زندگی استفاده کنم. مطمئنم پروردگار هم کمک خواهد کرد.
یک جمله بدجوری تو ذهنم سنگینی میکنه
ای کاش میشد نوار زندگی رو زد عقب و از جایی که اشتباه شده بود ، درستش کرد. اینجوری همه چیز زیباتر میشد؟
قضاوت با خودتون

سه‌شنبه، آذر ۰۹، ۱۳۸۹

خونه گرد و غبار گرفته

همیشه دوست داشتم طوری بنویسم که انعکاس افکار و احساساتم از نوشته ها لمس شه و نمیدونم تا چه حد موفق بودم!
میدونم کار بسیار سختیه ولی همیشه ایده من درست زمانی که عکاسی میکنم، گرفتن حالت سوژه است نه صرفا ثبت یک عکس.
خیلی وقته اینجا ننوشتم ، شاید دلیلش مشغله زیاد یا نداشتن ذوق و شوقی و یا حتی تنبلی باشه
ولی هر چی که هست توام با یک حس خالی شدن از تو همراهه
نمیدونم ، شاید شمایی که این مطالب رو میخونین ته دلتون بگید بعد نود و بوقی اومده یه مشت دری وری میبافه به هم!!!!!!
سخته و خیلی هم سخته که فریادت رو تو خودت خفه کنی، خیلی سخته که مجبور به پذیرش چیزی بشی که حتی نمیخواستی خوابش رو هم ببینی
دل به حکمت و تقدیر میبندی و خودت رو باهاش گول میزنی. غافل از اینکه اشتباهات خودت باعث شد تا حتی ثانیه ای فرصت جبران، نداشته باشی
زندگی پر از این فراز و نشیب هاست و مسلما طرز برخورد ما باهاشون باعث میشه ازشون با سلامت عبور کنیم یا به هلاکت برسیم
همیشه خدا رو شکر میکنم که راهنمای من بوده و تنها به امید اون دارم جلو میرم. برای تمام اطرافیانم هم آرزوی سلامتی در پناه ایزد منان رو دارم

سه‌شنبه، خرداد ۲۵، ۱۳۸۹

آرزوهای ویکتور هوگو

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان كه هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم!ا

جمعه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۹

جام جهانی 2010 - آفریقای جنوبی

فوتبال دوستان عزیز میدونن که رقابتهای جام نوزدهم از یازدهم جون 2010 در آفریقای جنوبی آغاز میشه و مشتاقان هم شدیدا در پی دنبال کردن مسابقات هستن! دوستانی که مثل من در نیمکره جنوبی میخوان پیگیر مسابقات و زمان اونها به وقت اینجا باشن میتونن از اینجا تاریخ و زمان برگزاری مسابقات رو پیدا کنن

پنجشنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۸۹

دسته بندی انسانها

دسته اول

آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

.

دسته دوم

آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

.

دسته سوم

آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم هستند

آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

.

دسته چهارم

آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند

شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد
دکتر علی شریعتی

سه‌شنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۸۹

یادم باشد ...

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما دل نیست
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب
دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم
و برای سیاهی ها نور بپاشم
یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم
و از آسمان درسِ پـاک زیستن
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تکرار
اشتباهات گذشتگان
یادم باشد زندگی را دوست دارم
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم
یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش
عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد
یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم
یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت
یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم
یادم باشد زمان بهترین استاد است
یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم
یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود
یادم باشد قلب کسی را نشکنم
یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد
یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست
یادم باشد که ادمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند
یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات

دوشنبه، فروردین ۰۹، ۱۳۸۹

حال من خوب است، اما تو باور نکن

سلام ؛ حال من خوب است

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور

که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند . . .

با این همه اگر عمری باقی بود

طوری از کنار زندگی می گذرم

که نه دل کسی در سینه بلرزد

و نه این دل ناماندگار بی درمانم . . .

تا یادم نرفته است بنویسم:

دیشب در حوالی خواب هایم ، سال پر بارانی بود . . .

خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم

دعا کردم که بیایی

با من کنار پنجره بمانی ، باران ببارد

اما دریغ که رفتن ، راز غریب این زندگیست

رفتی پیش از آن که باران ببارد . . .

می دانم ، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است !

انگار که تعبیر همه رفتن ها ، هرگز باز نیامدن است

بی پرده بگویمت :

بی قرارم ، می خواهم بروم ، می خواهم بمانم ؟!

هذیان می گویم ! نمی دانم . . .

نه عزیزم ، نامه ام باید کوتاه باشد

ساده باشد ، بی کنایه و ابهام

پس از نو می نویسم:

سلام! حال من خوب است

اما تو باور نکن . . .


دوشنبه، فروردین ۰۲، ۱۳۸۹

سال نو مبارک


چه دعایی کنمت بهتر از این
خنده‌ات از ته دل
گریه‌ات از سر شوق
روزگارت همه شاد
سفره ات رنگارنگ
تنت سالم و شاد
که بخندی همه عمر

سال نوایرانی برکلیه دوستان و آشنایان مبارک باد
فرامرز

سه‌شنبه، دی ۱۵، ۱۳۸۸

Happy New Year


Very happy new year, I wish all the best for all my good friends. Cheers

یکشنبه، مرداد ۱۸، ۱۳۸۸

هفت باور مرموز که موجب موفقیت میشوند

▪ بــاور اول: هــر حـادثـه دارای دلیل و مقصودی است که به مصلحت ماست. ‌
تمام افراد موفق توانایی عجیبی دارند و درهر موقعیت به امکانات موجود و نتایجی که ممکن است از آن حاصل ‌شود توجه می کنند و سریع آن وضعیت را در جهت مثبت و به نفع خود به کارمی گیرند. از طرفی اعتقاد دارند ‌اگر به دنبال نتیجه مثبت هستند، باید آن را عملاً انجام دهند. ‌


▪ باور دوم: چیزی به نام شکست وجود ندارد. ‌
شکسپیر معتقد بود : تردیدها به ما خیانت می کنند و ما را از کوشش برحذر می دارند و از پیروزی‌هایی که به ‌احتمال زیاد نصیب ما خواهد شد محروم می سازند. ‌هرآن چه بشر آموخته، از طریق آزمایش و خطا بوده است. بزرگ ترین عـــامـــل بـــازدارنــده مــردم، تــرس از شـکـســت ‌است. انـســان هــا تـنـهـا از طـریـق اشـتـبـاه بـه مـوفـقـیـت می رسند. ‌هر گاه در زندگی، کاری را انجام داده ایم اگر فکر کنیم که تجربه ای به دست آورده ایم بهتر از آن است که فکر ‌کنیم شکست خورده ایم.باید به پدیده های زندگی با دید تجربه نگاه کنیم. ‌


▪ باور سوم: مسئولیت هر اتفاقی را به گردن بگیرید. ‌
یکی از صفات مشترک میان رهبران بزرگ و افـــراد مـــوفـــق ایــن اسـت کـه فکـر مـی کننـددنیای خودشان را خودشان ‌می سازند. آن ها همیشه مـــــی گـــــوینـــــد: مـــســئــــولـیـت کــــاری را کــــه انــجــــام می دهم ، می پذیرم. ‌


▪‌ باور چهارم: برای بهره بردن از چیزی شناخت کامل آن لازمنیست.
افراد موفق معتقدند برای این که چیزی را مورد استفاده قرار دهند لزومی ندارد همه چیز را درباره آن بدانند. ‌همیشه توجه دارند که چه اندازه اطلاعات، مورد نیاز آنهاست و همیشه می دانند که به چه چیزهایی احتیاج ندارند ‌و باید در وقت خسّت نشان بدهند و بدانند که به دست آوردن اطلاعات کامل هیچ گاه امکان پذیر نخواهد بود. ‌


▪ باور پنجم: بزرگ ترین سرمایه شما دیگرانند.
افرادی که به بهره وری رسیده اند تقریباً بدون استثنا دارای حس قویاحترام و تحسین نسبت به دیگران هستند. ‌
هـیــــچ مـــوفـقـیــت پــایــداری بــدون احـسـاس صمیمیت و یگانگی با مردم به وجود نمی آید. راه رسیـدن بـه موفقیت، تشکیل گروه موفق و ‌همکاری با یکدیگر است. ‌


▪ باور ششم: کار، نوعی تفریح است. ‌
مارک تواین - نویسنده آمریکایی‌- می گوید: "راه رسیدن به موفقیت آن است که شغل را جزء تفریحات خود قرار دهید." افراد موفق همین کار را ‌می کنند. آن ها دیوانه وار کار می کنند. زیرا کار، آن ها را به شوق می آورد. در زندگی کار را به بازی تبدیل ‌کنید. تا به حال بررسی کرده اید که چرا یک کودک از صبح تا شب بازی می کند ولی خسته نمی شود. ‌


▪ باور هفتم: هیچ توفیق پایداری، بدون پشتکار به دست نمی آید. ‌
افراد موفق ، به نیروی پشتکار ایمان دارند.‌‌ اگر به افراد موفق بنگرید، می بینید که آن ها لزوماً بهتر، باهوش تر، سریع تر و قوی تر از دیگران نبوده اند، ‌بـلـکــه پـشـتـکـار بیشتـری داشتـه انـد. ‌افـراد مـوفـق می خواهند به هر قیمتی که شده، موفق شوند.البته این را باید مد نظر داشت که موفقیت به بهای لطمه ‌زدن به دیگران نیست.

سه‌شنبه، تیر ۰۹، ۱۳۸۸

When we wake up

When we wake up in the morning, we have two simple choices. Go back to sleep and dream, or wake up and chase those dreams. Choice is yours....

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۸۸

Cebit Australia


نمایشگاه سبیت که معرف حضور همه دوستان عشق آی تی هست، اینجا ورژن اوزیشو داریم! ولی در مقیاس جمع و جور و کوچیکش! برای بنده سبیت ندیده خیلی خوب بود چون کلی با اهل فن آی تی این مملکت اختلاط کردم و پر چونگی! به هر حال جای همه عاشقان آی تی خالی بود و من به اتفاق همسر عزیز رفتیم. نکته جالب توجه این نمایشگاه نحوه صادر کردن کارت ورود به نمایشگاه بود. علی عزیز زحمت کشید برای من یک کد Promotion ارسال کرد و من از طریق آن ثبت نام کردم و بعدش هم به من یک کد دادن که برای همسر ثبت نام کردم. 2 تا فایل پی دی اف با خودم روی پاکت پی سیم بردم و جلوی چشمی دستگاه صدور کارت گرفتم کارتهامون با کلیه مشخصات چاپ شد و بهمون 2 تا بند گردنی دادن که هر جایی مشغول میشدیم به مذاکره اونو نگاه میکردن! راستی به زور به آدم هدایای تبلیغاتی و بروشور میدادن!!!! یاد ایران افتادم که چه بود!!! اکثرا برای جمع آوری بروشور و هدایا اومده بودن!!! سیستم اینا یک کم با ما اختلاف داره!!! درسته؟؟؟!!!!؟؟؟

تعریفی دقیق از مدیران جهان سوم

نمیدانند کجا هستند
نمیدانند به کجا خواهند رفت
قول میدهند ولی نمیدانند چگونه به آن عمل کنند
انتظار دارند مسئولیت آنرا دیگران بپذیرند

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۲، ۱۳۸۸

سوالات کاریابی ها یا سوالات سرکاری!

تعدادی محدود از سوالاتی را که بنگاههای کاریابی پرسیده اند (بر اساس تجربه خودم و سایر دوستان) در اینجا آوردم، پاسخهای خود را آماده کرده تا در موقع لزوم از آنها استفاده کنید
  1. Do you have P.R visa?
  2. How long have you been in Australia?
  3. How long have you been looking for a job?
  4. Why do you choose Australia for living?
  5. What are your reasons about choosing Australia for living?
  6. Have you ever been in other countries for living or working?
  7. Why did you decide to immigrate?
  8. What's your opinion about job status in Australia nowadays?
  9. What's your ideal salary range in your major?
  10. What's your opinion about financial crisis?
  11. Have you ever been in official interview?
  12. Do you know, why, you have not found a job yet?
  13. Have you applied for job through other career's agencies?
  14. Could you tell me their name (other career's agencies)?
  15. What was your occupation in your last job?
  16. Could you explain your responsibilities in your last job?
  17. Why did you resign or leave your previous job? Could you explain?
  18. Could you give me any contact information about your previous manager or boss?

از ملت غیور همیشه در صحنه نیز خواهشمندم اگه مواردی افزون بر سوالات بالا میدانند، بنده نوازی نموده اعلام نمایند. حق کپی رایت هم محفوظ است و سوالات ارسالی شما با نام خودتان منتشر خواهد شد

سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۸، ۱۳۸۸

مدیریت از نوع جهان اولی

خیلی شک داشتم که این پست رو بنویسم یا نه! ولی دل و به دریا زدم و گفتم هر چی باداباد من میگم! نکات ریز و قابل تاملی آدم تو این مملکت جدید باهاش برخورد میکنه که یادآور شیر تو شیریه مملکت عزیزمونه و یا کلیشه ای بودن عملکرد مدیران در همه جای دنیا.
فکر کنم اگه یک مثال بزنم موضوع روشن بشه. دولت استرالیا برای مهاجران تازه وارد یکسری امکانات و برنامه ها در نظر میگیره که تماما مجانی و هزینه اونا بعهده خود دولته. از وقتی که بحران جهانی مد شده ظاهرا دولت استرالیا تصمیم گرفته که هزینه ها رو کم کنه و پیشواز بره! حالا چجوری؟ با پاک کردن صورت مسئله!!
اگر شما مهاجر تازه وارد با ویزای متخصصین باشید قاعدتا با آیلتس 5 یا 6 وارد استرالیا شده اید. حالا شمای مهاجر برای سر کار رفتن نیاز به استاندارد سازی رزومه خود دارید تا مقبول بیفتید. یکی از دوره هایی که برای این منظور بود و شما بعنوان فرد متخصص میتونستید ازش استفاده کنید Skill Max بود. در حال حاضر دولت تصمیم گرفته تا اونجایی که میشه سرویسهای مجانی خودش رو برای پایین آوردن هزینه ها با گذاشتن قوانین جدید و یا بهتر بگم وضع شرایط جدید احراز، محدود کنه. در مورد Skill Max شما باید دارای IELTs 7 باشید تا بتونید در این کلاسها شرکت کنید!!! حال این سوال پیش میاد، متخصصی که خودشو با قوانین مهاجرت منطبق کرده و با IELTS 5 or 6 وارد این خاک شده چطور باید در این کلاسها شرکت کنه و رزومه اش رو استاندارد کنه و بره سر کار! (البته دولت هم هیچ زحمتی به خودش نداده که فکر اینو بکنه پس تکلیف اون خیل آدم که IELTS 7 ندارند چی میشه؟) از طرف دیگه اون متخصصی که با IELTS 7 و یا بالاتر اومده مگه اصلا نیازی داری بره بشینه سر کلاس Skill Max که چندین ماه یک مشت اراجیف تحویلش بدن که با خوندنه یک جزوه 180 صفحه ای در عرض 2 تا 3 روز همه چیز دستگیرش میشه!!!
حالا خودتون قضاوت کنید یه نمه شبیه تصمیمات اخذ شده در گل و بلبل آباد نیست؟؟؟؟!!!!؟؟؟؟

چهارشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۸۸

نکاتی مهم درباره کاریابی و شرکت در مصاحبه

نکات مهم برای یک مکالمه تلفنی موفق

  1. قبل از شروع مکالمه باید آمادگی هر گونه سوالی را داشته باشید. در نتیجه باید Plan خود را قبل از تماس تلفنی نوشته باشید و از روی Script خود تمرین کنید.

Example:

Good morning

My name is …

I’m ringing about the position for … in …

  1. در حین مکالمه باید به نکات زیر توجه داشته باشید (در طول مکالمه باید خوب گوش کنید، واضح صحبت کنید، مودب باشید و مشتاق).
    • خودتان را معرفی کنید.
    • دلیل تماس خود را مطرح کنید.
    • درباره خودتان (تجربه) در 2 الی 3 جمله صحبت کنید (نه بیشتر).
    • در صورت لزوم آدرس پستی کارفرما را یادداشت کنید و از صحت آن اطمینان حاصل کنید.
    • به زمان اتمام دریافت رزومه ها دقت کنید.
  2. در صورتی که کار مورد نظر شما به هر دلیلی توسط شخص دیگری گرفته شده بود و یا زمان دریافت رزومه ها به اتمام رسیده بود نامید نشده و نام مدیر پرسنل یا مدیر منابع انسانی را جهت مراجعه بعدی سوال کنید.
  3. هرگاه شخص مورد نظر تلفن خود را در وضعیت پیامگیر گذاشته بود پس از معرفی خود (ترجیحا نام و نام خانوادگی خود را Spell کنید). ضمنا دلیل تماس خود را به همراه شماره تماس و ساعتی که شما منتظر تماس هستید را ذکر کنید.

متد Cold Canvassing

زمانی است که کارفرما تقاضای نیرو نداشته و شما با تماس با مدیر منابع انسانی یا مدیر پرسنل ، آمادگی خود را برای جذب شدن در سازمان متبوع وی اعلام میکنید (لطفا رزومه خود را برایشان ارسال کنید).

Could I send you a copy of my resume in case something turns up?

And marked attention “Human Resource Name”

نکات مهم در یک مصاحبه حضوری موفق

  1. پس از دعوت شدن به مصاحبه باید کارهای زیر را انجام دهید :
    • نام کامل کمپانی / نام کامل شخصی که با وی تماس گرفته اید / عنوان کاری / وظایف مورد انتظار آن شغل را بطور کامل استخراج کنید.
    • اطلاعاتی مفید درباره شرکت مذکور ، نوع محصولات و غیره بدست آورید (بروشورهای شرکت و یا وب سایت آن).
    • محل مصاحبه را شناسایی کنید و بدانید که چگونه سر وقت آنجا حاضر باشید (تحت هیچ شرایطی دیر نکنید که اصلا پذیرفته شده نیست).
    • مسئولیتهای درخواستی شغل مورد نظر را برای زمان مصاحبه استخراج کرده و تمرین کنید.
    • خودتان را برای سوالات عمومی مطرح شده در مصاحبه آماده کنید.

Example:

  1. What are your reasons for exploring other opportunities? (with this question keep in mind that you are looking to work in Australia, so research regarding some Australian mega projects, where about in Australia you want to live etc would be helpful).
  2. Your expected Salary? (Familiarity with your equivalent Australian salary would be beneficial, ensuring that your minimum would be sufficient to support yourself and you family in the Australian economy).
  3. Your personal development plans? (Anything that you are hoping to achieve in your career in the short and long term, any further study that you would like to do to that could be beneficial to a company).
  4. Major career achievements? (Any highlights from you career, i.e. project completions well ahead of schedule and budget).
  5. In your last performance review, what were some of the things that were highlighted to you from management with regards to your performance?

    • سوالات قابل طرح را در مصاحبه از روی نوع Job ad حدس زده و پاسخهای خود را آماده و تمرین کنید.
    • فولدر مصاحبه خود را آماده کنید و در داخل آن کپی رزومه / کپی ترجمه شده Qualificationها / کپی Licenseهای خاصتان و هر بروشور و یا روزنامه ای که در کار قبلی شما تصویری از شما در حین کار دیده می شود.
  1. مهارتهای حین مصاحبه
    • انواع مصاحبه : One on One / Panel Interview (2 یا 3 نفر) / Group Interview
    • به اعصاب خودتان مسلط باشید.
    • در نظر داشته باشید از هنگام ورود شما به دفتر یا محل مصاحبه ، Interview شما آغاز شده است.
    • وقتی با یک مصاحبه از نوع Panel برخورد میکنید نیازی به استفاده از جمله Nice to meet you برای همه اعضای پنل ندارید (معمولا این جمله را در هنگام برخورد با مدیر سازمان میگویید مابقی افراد را با گفتن Hello و تکرار اسم کوچک ، آنها به همراه لبخند و چشم در چشم نگریستن همراهی میکنید).
    • معمولا سوال Icebreaker در همان اول کار پرسیده خواهد شد (مثلا : راحت رسیدید به محل مصاحبه؟) نتیجتا شما باید در حین پاسخگویی به این سوال گوشه ای از مهارتهای خود را نیز مطرح کنید (مثلا : بله ، وب سایتی رو پیدا کردم که ...).
    • سوالات عمومی (General Question)

1. در استرالیا بیش از آنکه حرفه و تخصص شما مهم باشد شخصیت شما مهم است (Who you are?) پس در حین پاسخگویی به سوالاتی نظیر "درباره خودتان توضیح دهید؟" به موارد زیر توجه کنید :

1 Responsible

2 Studious culturally aware

3 Active

4 Positive and sociable

§ Enthusiastic

    • سوالات مصاحبه (Interview Question)

1. اطمینان حاصل کنید که مفهوم سوال را درست درک کرده اید. در پاسخ باید نسان دهید که کار را میدانید حتما به منابع کاری خود اشاره کنید.

2. در حین پاسخگویی ارتباط چشمی خود را با اعضای پنل حفظ کنید.

3. به کلمات کلیدی در سوالات دقت کنید.

    • سوالات نیرنگی (Tricky Question)

1. چرا فکر میکنی برای این position مناسبی؟ برای پاسخگویی به این سوال مورد زیر را در نظر داشته باشید :

- این Job به چه چیزایی نیاز دارد؟ (The duties of the job?) مثالی بزنید که نشان دهید شما قادر به انجام این وظایف هستید.

Example:

I am sure that my employer was happy with the way I did my job.

2. اگر شما زبان مادری غیر انگلیسی داشته باشید احتمالا یکی از سوالات درباره زبان انگلیسی خواهد بود. شما باید جملاتی را در باب یادگیری انگلیسی در حال حاضر ارائه دهید (مثلا : Home study; Member of English Language Community and …).

3. به خاطر داشته باشید ممکن است مصاحبه کننده شما برخی از مطالب موجود در رزومه شما در خاطرش نمانده باشد نتیجتا آماده پاسخگویی به موارد آشکار و واضح باشید (Obvious) (اعصاب داشته باشید!).

4. سوال درباره استعدادها و نقطه قوت شما : کمی تامل و سکوت کنید بعد با ذکر مثالی پاسخ دهید مصاحبه کننده این زمان را برای شما در نظر میگیرد.

Example:

I know I am a hard worker …

5. سوال درباره نقطه ضعف شما : البته منظور نقص در شخصیت نیست بلکه نقصان دانش فنی و یا زبان و ... است. بهترین جا برای پاسخگویی هموطنان عزیز در باب تقویت زبان انگلیسی است. به خاطر داشته باشید از جملات منفی استفاده نکنید.

Example:

I know I need to learn …

    • سوالات فرضی یا Hypothetical

در شرایط خاص چه میکنید؟ مجددا ابتدا فکر کرده و بعد پاسخ مناسب را یافته و در کوتاهترین جملات بگویید.

    • در انتهای مصاحبه از شما خواهند پرسید که آیا سوالی ندارید. با شوق پاسخ مثبت بدهید و زیرکانه یکی از سوالات کلیدی را مطرح کنید. نکات زیر را حتما رعایت کنید:

1. هیچ وقت برای خودتان مستقیما سوال نکنید مثلا من از چه زمانی میتونم کارم رو شروع کنم. در این حالت کارفرما فکر میکنه شما خیلی اعتماد بنفس دارید و از الان خودتون رو استخدام شده میبینید!

2. هرگز هرگز و هرگز درباره حقوق و Facilityها سوال نکنید.

3. یک مثال :

How soon would you expect the new staff to start?

    • به یاد داشته باشید مصاحبه وقتی به اتمام رسیده که شما از سازمان خارج شوید.

صبر کنید تا مصاحبه کننده بلند شود ، بعد شما بلند شوید.

از عبارت Thank you for your time بهره ببرید.

نیازی هم به دست دادن با کل افرادی که در پنل حضور دارن نیست (استادیوم!).با اعضای پنل با جمله It was very nice meeting you و goodbye خداحافظی کنید.

امیدوارم که کمال استفاده رو از این نکات در مصاحبه هایی که شرکت میکنید ، ببرید

موفق باشید.